گفتگو با کیوان ساکت در برنامه‌ی با کاروان شعر و موسیقی 1387

س:

آیا می‌شود در حوزه‌ی موسیقی ایرانی نوآوریهایی را که وجود دارد طبقه بندی کرد؟

ج:

طبیعتا، منتها طبقه بندیها همیشه بعد از دوره‌های هنری رخ می‌دهد. من الان میتوانم موسیقی دوران وزیری و قبل از وزیری ، تاثیر وزیری بر موسیقی و بعد از او را طبقه بندی کنم، هم زمان گذشته و هم اینکه ما به اندازه‌ی کافی به لحاظ زمانی دور شده‌ایم.

اگر منظور سوال شما آثار من است باید زمان بیشتری سپری شود و خودم در این رابطه صحبت نکنم، بهتر است دیگران در این رابطه نظر دهند.

س:

ما می‌خواهیم تجربه‌های شما را بشنویم، مثلا وقتی آهنگساز بر اساس یک قطعه‌ی نیمایی کار می‌کند توالی و توازن را که مثلا در غزل فارسی، در دوبیتی، مثنوی و رباعی داشتیم را نداریم، وقتی می‌خواهیم آهنگسازی و تنظیم کنیم یا حتی خواننده بخواهد بخواند با چه مشکلی روبرو هستیم آیا می‌شود آواز خواند و چگونه است، وقتی که تصنیف می‌سازید چه قدر باید تلاش کرد که در ذهن بماند؟

بر اساس توالی و توازن بسیاری از تصنیف‌ها در ذهن ما می‌ماند، ولی چرا بعضی از کارها که شعر نیمایی دارند در ذهن نمی‌ماند، در حالی که بخشی از شعرهای نیمایی در ذهن و خاطره‌ی اهل ادبیات مانده، حالا چه کار می‌کنید که موسیقی‌اش هم ماندگار باشد؟

ج:

من اینطور هستم که شعر را خیلی مزه‌ مزه می‌کنم و رویش کار می‌کنم، البته شعر نیمایی را باید در فضای خاصی از موسیقی آفرید، به نظر من جا دارد که شعر نیمایی را در فضای شور، دشتی، ابوعطا یا ملحقات شور ساخته شود، چون نیما متعلق به منطقه‌ای است که در آن منطقه آواز شور و دشتی بیش از هر آواز دیگری اجرا می‌شود.

تصنیف شباهنگام را هم که من ساخته‌ام دشتی است. حافظ یا اخوان را می‌توانید در همه‌ی دستگاهها بخوانید، ولی اگر شاعری اصطلاحات شعر‌ی‌اش و تاثیر محیط‌‌ اش بر شعرش مثل نیما آنقدر زیاد باشد که مرتب کلام، اصطلاحات محلی را هم در شعرش آورده باشد، طبیعتا تاثر آن فضا می‌طلبد که موسیقی آن فضا را هم رویش بگذاریم.

اگر شاعر ما از لرستان باشد قطعا باید روی شعرش آهنگی در مایه‌ی ماهور یا راست پنجگاه بگذاریم، دشتی نمی‌شود!

شعر شباهنگام را آقای قوامی در ماهور خوانده، هنرمند دیگری در بیات ترک خوانده، ولی با توجه به اینکه من از صدای قوامی خیلی لذت می‌برم و ایشان استاد بی‌نظیری بوده است این شعر و کلام روی آهنگ سوار نشده، هنرمند دیگر هم عصر ما که امیدوارم هر کجا که هست خدایش از بلا نگه دارد، آهنگ را در بیات ترک ساخته، این هم نمانده!

حتی شما شاید نشنیده باشید، با توجه به اینکه هم نوازنده هم خواننده بسیار شهیر و صاحب نام و خوش نام هستند.

من شمال که می‌روم فقط می‌توانم دشتی و شور و ابوعطا بزنم، گاهی دلم برای چهارگاه هم تنگ می‌شود.

امکان ندارد بروی لرستان بتوانی به راحتی دشتی بزنی، حتما آنجا ماهور می‌زنید.

س:

آیا می‌شود روی شعر نو آواز خواند؟

ج:

بله، من روی شعر نو استاد هوشنگ ابتهاج خیلی آوازها را طراحی و اجرا کرده‌ام، وقتی تصنیفی از ابتهاج داریم نمی‌شود آوازش را از حافظ انتخاب کنیم، آواز هم باید از همان جنس باشد که یکدستی کلام و تفکر حفظ شود، گاهی استثناء هم دارد ولی معمولا این یکدستی را در آثار می‌شنوید.